تبلیغات
 
تبلیغات
 

http://themeupload.theme-designer.com/54/image/4.gif

http://themeupload.theme-designer.com/54/image/4.gif

http://themeupload.theme-designer.com/54/image/4.gif

http://themeupload.theme-designer.com/54/image/4.gif

تاریخ :  جمعه 29 شهریور 1392
بازدید :  1325
نویسنده :  ketabkade

این کتاب را آقای دولت آبادی برای بچه ها نوشته و مصور هم هست در مورد آهوی زیبایی به نام گزل که نوعروسی به نام گزل او را از صیادی گرفته و آزاد می کند …

(Format: Mp3          Archive Type: RAR)



تاریخ :  جمعه 29 شهریور 1392
بازدید :  584
نویسنده :  ketabkade

پلنگ عشق به هوای گرفتن ماه است که به آسمان جست می زند؛ اما هزار هزار هزار فرسنگ مانده به ماه می افتد. دره های جهان پر از پلنگان مرده است که هرگز پنجه شان به آسمان نرسیده است.عشق ، پلنگی ست که در رگ هایم می دود. پلنگی که می خواهد تا خدا خیز بردارد.من این پلنگ را قلاده نمی بندم و رامش نمی کنم. حتی اگر قفس تنم را بشکند.خدا ماه است و این پلنگ می خواهد تا ماه بپرد.حکایت پلنگ و ماه عجب ناممکن است. اما هر چه ناممکن تر است، زیباتر است.پلنگ عشق به هوای گرفتن ماه است که به آسمان جست می زند؛ اما هزار هزار هزار فرسنگ مانده به ماه می افتد. دره های جهان پر از پلنگان مرده است که هرگز پنجه شان به آسمان نرسیده است. خدا اما پرش پلنگ عشق را اندازه می گیرد، نه رسیدن اش را .و پلنگان می دانند که خدا پلنگی را دوست تر دارد که دورتر می پرد.

(Format: Mp3          Archive Type: RAR)



تاریخ :  جمعه 29 شهریور 1392
بازدید :  522
نویسنده :  ketabkade

(Format: Mp3          Archive Type: RAR)



تاریخ :  چهارشنبه 27 شهریور 1392
بازدید :  798
نویسنده :  ketabkade

(Format: Mp3          Archive Type: RAR)



تاریخ :  چهارشنبه 27 شهریور 1392
بازدید :  451
نویسنده :  ketabkade

سال ها پیش در روستایی کوچک دختری با مادرش زندگی می کرد که همه او را شنل قرمزی صدا می زدند.این هم به خاطر آن بود که او همیشه با یک کلاه و شنل قرمز رنگ از خانه بیرون می رفت. شنل قرمزی این کلاه و شنل را خیلی دوست داشت چون آنها را مادربزرگش در روز تولدش به او هدیه داده بود.روزی مادرش گفت که به خانه مادربزرگش برود و او در راه خانه مادربزرگ با خطراتی مواجه می شود که روش جالب برخورد او با این مشکلات درون مایه اصلی این داستان است.

(Format: Mp3          Archive Type: RAR)



تاریخ :  چهارشنبه 27 شهریور 1392
بازدید :  327
نویسنده :  ketabkade

 

ملک شاه رومی طی جنگ با سلاطین متجاوز کشته می شود و همسر او که باردار است سعی می کند فرار نماید . همسرش با خواجه نعمان تاجر مصری آشنا شده و همسر او می گردد و بعد از مدتی فرزنش از ملک شاه به نام امیر ارسلان متولد می شود . امیر ارسلان پسر بسیار زیبا و شجاعی است که همه او را دوست دارند . سال ها بعد وقتی متوجه می شود که پدرش ملک شاه بوده به روم لشکر می کشد تا تاج و تخت پدر را باز پس گیرد و در همین لشکر کشی ، عکس فرخ لقا دختر پطرس خان فرنگی را می بیند و عاشق او می گردد و به سمت فرنگ می رود . شاه فرنگ دو وزیر ماهر در رمل و اسطرلاب به نام شمس وزیر و قمر وزیر دارد که شمس با امیر ارسلان موافق و قمر مخالف است . در اثر شرارات های قمر وزیر ، فرخ لقا به دست دیوان و عفریت ها گرفتار می شود و امیرارسلان راهی نجات او از سرزمین جادو می گردد و …. شرح جنگ های امیر ارسلان با فولادزره و ریحانه جادو و … را داریم

امیر ارسلان هم که از افسانه های بسیار قدیمی هست و شاید هم پدرها و مادرها قصه اش را براتون تعریف کرده باشند اما به هر حال خوندن کتابش هم خالی از لطف نیست به خصوص که در بین متن از شعرهای مختلف و مناسبی استفاده کرده که حس خوبی را به آدم منتقل می کنه . من خیلی از کتاب خوشم اومد . کلا ا زاین فضاهای تخیلی و فانتزی و جنگ با دیو و پری خوشم می یاد . فقط مشکلم این بود زیادی غش می کردند تا همدیگر رو می دیدند از خوشی غش می کردند !!!! بعد هم وقتی ناراحت بودند از دماغش دود بد بو متصعد می شد.

(Format: Mp3          Archive Type: RAR)



تاریخ :  چهارشنبه 27 شهریور 1392
بازدید :  264
نویسنده :  ketabkade

(Format: Mp3          Archive Type: RAR)



تاریخ :  یکشنبه 24 شهریور 1392
بازدید :  695
نویسنده :  ketabkade

(Format: Mp3          Archive Type: RAR)



تاریخ :  یکشنبه 24 شهریور 1392
بازدید :  373
نویسنده :  ketabkade

هنگامی که سفید برفی به هفت سالگی می‌رسد آینهٔ جادویی به ملکه می‌گوید که دختر ناتنی‌اش گوی سبقت را در زیبایی از او ربوده‌است. ملکه خمشگین می‌شود و یک شکارچی را مأمور می‌کند که سفید برفی را به جنگل ببرد و در آنجا او را سر به نیست کند. شکارچی سفیدبرفی را به جنگل می‌برد تا بکشد ولی در آنجا دلش به رحم می‌آید و تنها او را در جنگل رها می‌کند.سفیدبرفی در حال جستجو در جنگل به کلبهٔ هفت کوتوله می‌رسد. او در آنجا با استقبال گرمی روبرو می‌شود و هفت کوتوله به او تعهد می‌دهند که در ازای نگهداری خانه آنها نیز از او نگهداری خواهند کرد. آنها که نگران سلامتی سفید برفی بودند به او گفتند که هنگامی که برای کار کردن به بیرون از خانه می‌روند، هیچ‌کس را در خانه راه ندهد.ملکه که به وسیلهٔ آیینهٔ جادویی خود فهمیده بود که سفیدبرفی نمرده‌است به جستجوی او پرداخت و عاقبت او را پیدا کرد.او سه بار تلاش کرد تا سفیدبرفی را بکشد که در هر سه بار ناکام ماند ولی در جهارمین تلاش خود توانست سیبی زهردار را از پنجره به سفیدبرفی بدهد.
هنگامی که کوتوله‌ها به خانه برگشتند و بدن سفیدبرفی را بی‌جان دیدند او را در تابوتی شیشه‌ای قرار دادند. اندکی بعد گذار شاهزاده‌ای با اسبش به خانه هفت کوتوله افتاد و در آنجا عاشق زیبایی سفیدبرفی شد و سپس کوتوله‌ها را متعاقد کرد که سفیدبرفی را با تابوتش با خود ببرد. هنگامی که شاهزاده داشت سفیدبرفی را با اسب خود می‌برد تکه سیب سمی که خورده بود از دهانش خارج می‌شود و دوباره به زندگی باز می‌گردد.شاهزاده از سفیدبرفی دعوت می‌کند که با او به قصرش بیاید و در آنجا با سفیدبرفی عروسی می‌کند. نامادری سفیدبرفی هم از شدت خشم آنقدر می‌رقصد تا اینکه در روز عروسی می‌میرد.

(Format: Mp3          Archive Type: RAR) 



تاریخ :  یکشنبه 24 شهریور 1392
بازدید :  300
نویسنده :  ketabkade

 این کتاب شرح حال بچۀ بازیگوشی است که با نصیحت خشک دیگران دست از کشف حقیقت برنمی دارد.پینوکیو می کوشد تا با تجربه های خودش هر چیز را بیازماید و به عمق آن پی ببرد، حتی اگر انجام این کار برای او گران تمام شود. او معتقد است: آدم همیشه می تواند به دبستان برود. اما شنیدن موزیک همیشه دست نمی دهد.پس پینوکیو کتابچۀ خود را می فروشد تا حقیقت را آن گونه که خود می خواهد تجربه کند.

(Format: Mp3          Archive Type: RAR) 



 

 


جلال آل احمد دکتر علی شریعتی تولستوی

دکتر عبدالحسین زرین کوب محمود دولت آبادی وین دایر 

:: بازدیدهای امروز : 1
:: بازدیدهای دیروز :
:: بازدیدهای هفته : 0
:: بازدیدهای ماه : 0
:: بازدیدهای سال : 1
:: کل بازدیدها : 1
:: کاربران آنلاین : 0 نفر
:: میهمان های آنلاین : 2 نفر
:: کل اعضا : 26 عدد
:: کل مطالب : 78 عدد
:: کل نظرات : 7
 
 
  
type="text/javascript">var polpopup_user_id = 770; var mepopup_user_id = 181; body>